سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هرگاه خداوند متعال بنده ای را دوست بدارد، مویه گری از اندوه را در قلبش قرار می دهد ؛ زیرا خداوند، هرقلب اندوهگین را دوست دارد [.رسول خدا صلی الله علیه و آله]
 

 

 

کلام عشق

روزی عزرائیل نزد موسی (ع)امد موسی (ع) پرسید :«برای زیارتم امده ای یا برای قبض روحم؟
عزرائیل جواب داد :برای قبض روح امده ام
موسی (ع) :ساعتی به من مهلت بده تا با فرزندانم وداع کنم
عزرائیل :مهلتی در کا نیست.

 

موسی (ع) به سجده افتاد و از خدا خواست تا به عزرائیل بفرمایید که مهلت دهد تا با فرزندانش وداع کند خداوند به عزرائیل فرمود « به موسی (ع)مهلت بده» عزرائیل مهلت داد موسی (ع) نزد مادرش امد و گفت «سفری در پیش دارم1» مادر گفت «چه سفری؟»
موسی (ع) فرمود «سفر اخرت»مادر گریه کرد موسی (ع) نزد همسرش امد کودکش را در دامن همسرش دید،با همسر وداع کرد،کودک دست به دامن موسی (ع) زد وگریه کرد دل موسی (ع) از گریه کودکش سوخت و گریه کرد خداوند به موسی (ع)وحی کرد «ای موسی !تو به درگاه ما میای،این گریه و زاریت چیست؟
موسی (ع)عرض کرد :«دلم به حال کودکانم می سوزد »خداوند فرمود «ای موسی دل از انها بکن من از انها نگهداری می کنم  و انها را در اغوش محبتم می پرورانم »دل موسی (ع)ارام گرفت.
به عزرائیل گفت :جانم را از کدام عضو می گیری ؟
عزرائیل: از دهانت.
موسی (ع):ایا از دهانی که بی واسطه با خدا سخن گفته است جانم را می گیری ؟
عزرائیل :از دستت.
موسی (ع): ایا از دستی الواح تورات را گرفته است؟
عزرائیل از پایت.   
موسی(ع):ایا از پایی که من با آن به کوه طور برای مناجات باخدارفته ام؟

عزرائیل نارنجی خوشبو به موسی (ع) داد موسی (ع) ان را بو کرد وجان سپرد گفتند«یا اهوان الانبیاء موتا کیف وجدت الموت»ای کسی که در میان پیامبران(ص) ،ار همه راحت تر جان دادی مرگ را چگونه دیدی ؟
موسی (ع) گفت:«کشاه تسلخ وهی حیه» مرگ را مانند گوسفندی که زنده پوستش را بکنند یافتم .1
قال علی علیه السلام: «ان للموت لغمرات هی افظع من ان تستغرق بصفة او تعدل علی عقئل اهل الذنیا »
حضرت علی (ع) می فرمایند:مرگ همراه سختی های از انچه که در وصف بگنجد ویا ترازوی عقل مردم سنجیده شود می باشد 2
مرگ اگر مرد است گو نرد من ای                     تا در اغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او عمری  ستانم  جاودان                        او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ
برداشت شخصی :
هر کس از انسانها به نحوی از این جهان رخت بر می بندد بعضی با سخت ترین حالات وعداهای مثل بو کردن گل
رفیقان می روند نوبت به نوبت
وای بر ان روزی که نوبت ر من اید ...
خدایا  خدایا ...مرگ ما را اسان بگردان
پی نوشت :
1-مناهج الشارعین (علامه میرداماد) ص 590
2-غررالحکم ص 161






::: چهارشنبه 90/8/4 ::: ساعت 1:36 عصر :::   توسط علی عرب فیروزجائی 
نظرات شما: نظر